تحلیل عنصر خروج روح از بدن در تجارب نزدیک به مرگ


تجارب نزدیک به مرگ مدتهاست در کشورهای مختلف مطرح می شود ولی آنچنان که باید توضیح کاملی از جهت مطابقت تجربیات با معارف دینی و عرفانی به زعم بنده و اطلاع من در مورد آن صورت نمی گیرد لذا لازم است عناصر این تجارب تحلیل و موارد آن با مطابقت معارف ادیان و ادبیات اصیل عرفانی بررسی شود. در این مختصر سعی شده تا یکی از عناصر اصلی تجارب که همان خروج از بدن است تحلیل شود و عناصر دیگر در مجالی دیگر امید است بررسی گردند.


عناصر تجارب نزدیک به مرگ:

تجارب نزدیک به مرگ که معنای آن مشاهدات معاینات وسیرهایی است معنوی و روحی که در جدایی اضطراری روح از بدن در خارج از بدن مادی ادراک میشود که بعضی دانشمندان آنرا نزدیک مرگ و به اعتقاد بنده خود مرگ را می چشند ولی به عللی اختیاری یا بعضی غیر اختیاری مرگ آنها غیر حتمی شده و به بدن و عالم دنیا بر گردانده می شوند.که تحلیل این مقال در مجالی دیگر بشرط توفیق الهی پرداخته خواهد شد.

این تجربه ها ممکن است بر اثر بیماری زایمان تصادف یا علل دیگر مشاده شود که در واقع رنگ مادی ندارد.

بعضی دانشمندان در مقام احصاء این عناصر بر آمده اند . از جمله آنان دکتر جفری لانگ و پل پری 1 عناصر تجارب را دوازده مورد ذکر کرده اند و چنین شمرده اند:

  1. تجربه ی خارج از جسم یا جدایی هوشیاری از جسم مادی
  2. احساسات متعالی
  3. احساسات و هیجانات شدید و عموما مثبت
  4. ورود به یا عبور از تونل
  5. مواجهه با یک نور درخشان و اسرار آمیز
  6. مواجهه با سایر موجودات اعم از موجودات روحانی یا دوستان و خویشاوندان در گذشته
  7. احساس تغییر زمان یا فضا
  8. مرور زندگی حاضر
  9. مواجهه با قلمروهای غیر این جهانی ( ملکوتی)
  10. مواجهه یا یادگیری دانشی خاص
  11. مواجهه با محدوده ها و موانع
  12. بازگشت به جسم اعم از داوطلبانه یا غیر داو طلبانه.

که به نظر میرسد می توان این عناصر را در پنج دسته خلاصه کرد که عبارتند از :

  1. خروج از بدن
  2. شهود معنوی و عوالم
  3. تجربه علوم و احساسات و موانع
  4. مشاهده موجودات یا آشنایان
  5. بازگشت به بدن.

تحلیل عنصر اول یعنی خروج از بدن:

خروج از بدن یا همان تجرد رو ح از جسم مادی و عدم وجود حیات و هوشیاری در بدن از مهم ترین و ابتدایی ترین عناصر تجارب است که برای تو ضیح این عنصر لازم است نکاتی بیان شود.

نکته اول:

 اجزاء وجودی انسان چیست؟ و وجود اصلی انسان آیا جسم مادی اوست یا اجزاء دیگر؟ انسان از سه جزء تشکیل شده است. جزء اول : بدن و جسم مادی خاکی ناسوتی و ملکی و طبیعی اوست که برای ورود به عالم دنیا و مادی و ادامه بقاء و حیات مادی نیاز به این بدن دارد. و البته این امر محدود در انسان نیست و هر موجودی غیر مادی و ملکوتی حتی مثل ملائکه هم اگر بخواهند قدم به عالم ماده بگذارند نیاز به این بدن مادی دارند چنانچه در زندگی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله داریم که گاهی حضرت جبرائیل روح القدس به شکل دحیه که جوان زیبا روئی بوده بر پیامبر نازل می شده  و مردم گمان می کردند همان جوان است ولی در واقع روح القدس بوده است و این از ضروریات است که زندگی مادی لازمه اش یک بدن مادی است.

جزء دوم انسان بدن مثالی و خیال و صورت اوست که مربوط به عالم مثال یا همان برزخ و عالم صورت و ملکوت اسفل است.

جزء سوم انسان همان روح است که اصل وجود آدمی است و مربوط میشود به عالم ملکوت اعلی و بالاتر از آن و البته در عوالم پائین تر هم اراده و فاعلیت و مدیریت امور با روح است و لذا متناسب با جنبه های متفاوت آن اسامی متعددی بر آن اطلاق می شود. گاهی به آن نفس گاهی عقل روح طایر قدس جان و حقیقت آدمی و تعابیر دیگر گفته می شود و اصل شرافت و برتری انسان بر سایر موجودات بخاطر این جزء آدمی است که انتساب به ذات بی همتای پروردگار عالمیان دارد به استناد آیه و نفخت فیه من روحی (یعنی من در انسان از روح خود دمیدم )

نکته دوم:

در هنگام تولد آدمی این روح ملکوتی آسمانی به بدن تعلق می گیرد و معنای آن این نیست که در درون بدن حلول کند بلکه تعلق و علاقه و ارتباطی نزدیک به بدن پیدا می کند که آنقدر این ارتباط نزدیک است که ما آنها را یکی تصور می نمائیم و گوئی اصلا جدایی در میان نیست.

در روایات اهل بیت علیهم السلام مسطور است که در چهار ماهگی روح به بدن جنین در شکم مادرتعلق می گیرد و دیگرموجود زنده است و به مانند یک انسان کامل از نظر احکام و دیه با او رفتار می شود وبهتر است در این وقت نامی نیک بر او نهاده شود. پس روح که موجودی ملکوتی و غیر مادی بود آمد و مرتبط شد با بدن مادی و دنیایی و بعد از تولد تا موقع مرگ با این بدن مادی سر و کار دارد و کارهایش را در دنیا با این بدن انجام می دهد. گرچه درهمین زندگی در عالم خواب با بدن مثالی  کارهایش را انجام می دهد در حالی که بدن مادی روی زمین افتاده است و یا فکر می کند و خیال میکند که در ده یا شهر یا کشور  آنطرف تر چه خبراست و خیال او همان موقع در آنجاست و اینها با غیر بدن است. و چه زیبا جلال الدین مولوی این مطلب را بیان داشته:

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

نکته سوم:

در هنگام خواب یا تجربه نزدیک به مرگ یا مرگ دائمی روح تعلق و علا قه اش به بدن کم می شود البته در خواب کمتر و در مرگ بیشتر ولی حتی در مرگ هم که بیشترین قطع علاقه و تعلق است باز یک نوع ارتباطی بین روح و بدن وجود دارد. لذا کسی اگر بر مزار او حاضر شود شخص متوفی متوجه می شود و به هر حال بخاطر اینکه مدتی این روح با این بدن تعلق نزدیک داشته لذا منسوب به اوست و به بدن و مزار انسانهای پاک و معصوم علیهم السلام هم احترام قائل می شویم و به زیارت و عرض ادب به آنها به حق می پردازیم.

در تجارب نزدیک به مرگ هم که بحث اصلی ماست افراد تجربه کننده یکی از اولین مطالب مشاهده شده آنها همین خروج از بدن است که برای تجربه کنندگان و مخاطبین جالب و عجیب است و این بخاطر عادت انسان به زندگی مادی است که آنقدر روزمره و همیشگی شده که تصور می کند موجودی مادی و دنیایی است و در محاورات میگوید بدن من دست من پای من چشم من سر من خوب این ها که به او نسبت می دهید کیست؟ حقیقت این است که این من همان  واقعیت و اصل وجود ما انسان هاست. حالا در تجربه خروج از بدن شخص تجربه کننده بیان می کند که بدن  خود را در بیمارستان یا صحنه تصادف یا رختخواب یا آبی که غرق شده یا جاهای دیگر مشاهده می نماید  و تازه متوجه می شود که او غیر از بدن اوست و اصلا خصوصیات او با بدن متفاوت است تا چند ثانیه قبل از شدت درد و مریضی داشت به خود می پیچید ولی حالا با جدایی از بدن او هیچ دردی و ناراحتی و خستگی ندارد.

تا چند ثانیه قبل اگر می خواست از جایی به جای دیگر در شهر یا کشور سفر کند باید با وسیله و طی مسافتها و پیمودن راههای طولانی می رفت ولی حالا با جدایی و تجرد از بدن با اراده ای به هر طرف عالم پر می کشد و به اراده ای در محل مورد نظر واقع می شود . لذا جدایی از بدن یکی از اولین مطالبی است که افراد تجربه کننده  ادراک کرده و آنرا در بازگشت برای دیگران بیان می کند.

رسول (اسرافیل) ابراهیمی استاد سطح عالی حوزه های علمیه


منابع و مآخذ:

ابن اثیر عز الدین علی . کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران ترجمه حالت و خلیلی نشر مطبوعات علمی

دستغیب آیه الله . معاد فصل اول ص 8

طباطبائی علامه و طهرانی علامه . رساله لب اللباب ص 10. نقش حکمت چ 3 و معادشناسی ج 1 ص 173

قرآن کریم.

لانگ جفری و پری پل . شواهدی بر زندگی پس از مرگ. ترجمه زاهدی . پندار تابان

مفید شیخ. المقنعه ص 762

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.